سکوت سفید
Sunday, October 25, 2015
لب به لب
لب هایم از لبخند
جدا نمی شود،
دوست داشتن ات
به من ساخته است.
سعید شجاعی
سه، هفت، نودوچار
Saturday, October 17, 2015
حسرت
به تو نگاه می کنم،
همچون گلدان تشنه ای
که در پشت پنجره،
به تماشای باران
نشسته است.
سعید شجاعی
بیست و پنج، هفت، نودوچار
Friday, October 16, 2015
ناشناس
مرا به یاد خواهی آورد،
روزی که من
از یادت برده ام.
سعید شجاعی
بیست و چار، هفت، نودوچار
Saturday, October 3, 2015
روی خوش
لبخند که می زنی
به یقین می رسم که تو
روی خوش ِ زندگی ام هستی.
سعید شجاعی
یازده، هفت، نودوچار
Sunday, September 27, 2015
روزمرگی
روز مره گی یعنی
غیبت تو
در روزهای من.
سعید شجاعی
پنج، هفت، نودوچار
Sunday, September 6, 2015
محصور
همچون پرنده ای
که حجم قفس را باور دارد،
من نیز ابعاد تنهایی ام را
باور کرده ام.
سعید شجاعی
پانزده، شش، نودوچار
Monday, August 24, 2015
رو دست
بغضی روی دستم مانده
که نه می بارد
و نه با لبخندی آرام میگیرد،
بغضی روی دستم مانده
که دل اش برای تو
تنگ شده است.
سعید شجاعی
دو، شش،نودوچار
Newer Posts
Older Posts
Home
Subscribe to:
Posts (Atom)